وطنم، سرت سلامت

سرزمین آبا و اجدادی ما، مکانی بهشتی برای زندگی است، اما مدتهاست که سوز ستایش! مرگ و نفرین انتحار در آن جاریست. دهه هاست، نگین آزربایجان جان می دهد و احتضار نمک آلودش صدر اخبار جهان است و شوربختانه! در صدا و سیما بایکوت رسانه ای!!! گشته است. معدنچیان آغ دره در سکوت و انزوای […]

سرزمین آبا و اجدادی ما، مکانی بهشتی برای زندگی است، اما مدتهاست که سوز ستایش! مرگ و نفرین انتحار در آن جاریست. دهه هاست، نگین آزربایجان جان می دهد و احتضار نمک آلودش صدر اخبار جهان است و شوربختانه! در صدا و سیما بایکوت رسانه ای!!! گشته است. معدنچیان آغ دره در سکوت و انزوای اخ بار رسمی! در ملا عام به شلاق حقارت بسته شدند! و مسئولان محصول! خم به ابرو نیاوردند. از معدن یورت هیچ نمی گویم که اشکی برایمان باقی نگذاشت…

یک قطار بی صاحاب! به نیت زیارت رفت، اما مسافرانش زنده زنده بریانی! شدند و آخوندی دلبند! با سخاوتی مثال زدنی فرمان بیمه صادر فرمودند !!!پرشمارانی در ورزقان و کرمانشاه زنده به گور شدند تا کفش های گل آلود جهانگیری مزین بخش حقارت چادرها گردد. نفس های پر تعدادی در پلاسکو جان باختند!!! تا شهردار کسوت پوش! پویش لبخند تصنوعی اش را حفظ کند. درناهای مهاجر سانچی، زیر آوار ندانم کاری های وطنی !!! و اغماض کمونیست های چینی عدم را مشق نمودند!!! تا کره ای ها خم به ابرو نیاورند. اما از جور مخروط دنا نمی گذرم که به یکباره از زمین سبز شد تا 66 شناسنامه را باطل کند.

وطنم! سرت سلامت، تقدیر ما قلع و قمعی و نبش قبر است! سرنوشت ما عوام مهم نیست، مهم این است تفاله های ژن مرخوب برخوردار از سفره انقلاب! در بلاد عیش و نوش استعماری سلامتند و پیک پیک بسلامتی سرمایه داری می نوشند و ما پابرهنه ها با این خیال پوچ سرخوشیم که شعار مرگ بر استکبار سر داده ایم و این گونه است که عشق به ولی نعمتان انقلاب از قاموس دولتمردان پاک شده و فضای سپهر به جلونگاه ـ سکوت عدم استعفا ـ درآمده است. به پایان نیامده این دفتر اما حکایت همچنان باقیست…

با دلی برشته! پیشکش به محضر
دلهای بریانی شده مردان و زنان سرزمینم
نویسنده: سنبله‌ برنجی‌افشار